محمد بن حسين البيهقي

551

تاريخ بيهقى ( فارسي )

بفتح اول و كسر دوم سرور و مهتر ، لقبى كه سلطان به بزرگان و وزيران اعطا مىكرد ( 12 ) - ادام . . . : خداوند وى را نيرو بخشاد و توانائى دهاد ( 13 ) - فنعم . . . : چه بازماندهء ( خلف صالح ) خوبى است اين رئيس ( خواجه عميد ) ، براى توضيح بيشتر دربارهء « حسين بن ميكائيل » نگاه كنيد به لغت‌نامهء دهخدا ( 14 ) - رسول‌دار : آنكه وى را پادشاه به پذيرائى سفيران مىگمارد ( 15 ) - جنيبت : بفتح اول و كسر دوم اسب يدك و كتل ( 16 ) - حاجب : پرده‌دار يا باصطلاح امروز مأموران تشريفات دربار ( 17 ) - بو الحسن كرجى : در دستگاه محمود سمت نديمى داشته ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 18 ) - مظفر حاكم : چنان كه معلوم است از همنشينان و مصاحبان و مشاوران مسعود بود ( 19 ) - پذيره شدند : استقبال كردند ( 20 ) - كرامت : بزرگداشت و اكرام ( 21 ) - خوردنى با تكلف : خوان آراسته ، موصوف و صفت ص 439 ( 1 ) - ذكر ورود . . . : ياد كرد در آمدن فرستاده از بغداد و آشكار كردن مرگ خليفه ، القادر باللّه ، خداى از وى خشنود باد ، و برپاداشتن آئين خطبه براى امام القائم بامر اللّه ، خدا زندگانيش را دراز گرداناد و بلندى مقام و برآمدن وى را بر اوج رفعت بر دوام داراد ( 2 ) - كوشك در عبد الاعلى : كاخ دروازهء عبد الاعلى در شهر بلخ ( 3 ) - برسم : مطابق مرسوم براى برگزارى آئين پذيرائى ( 4 ) - ايستادن : بوجه متعدى بجاى ايستانيدن ( 5 ) - خالى كردند : در خلوت نشستند ، خالى اسم فاعل از خلوت ( 6 ) - حاجب بزرگ : بارسالار ، رئيس دربار ( 7 ) - عارض : لشكرنويس ، سالارى كه مأمور سان سپاه است ، رئيس ديوان عرض ( 8 ) - غلامان سرائى : بندگان زرخريد كه در دربار خدمت مىكردند ( 9 ) - بنه : بضم اول بار و اسباب ( 10 ) - خواجه بونصر مشكان : استاد بيهقى و رئيس ديوان رسالت يا دبيرخانه شاهى در زمان محمود و مسعود در گذشته به سال 431 ( 11 ) - نامه : به صورت معرفه مراد نامه‌اى كه محمد سليمانى رسول خليفه از بغداد آورده بود ( 12 ) - با فرزند استادم : نزد فرزند بونصر مشكان استاد بيهقى ، با حرف اضافه مفيد ظرفيت ( 13 ) - ادام . . . : خداوند وى را پيوسته به‌سلامت داراد و پدرش را رحمت كناد ( 14 ) - به قصد : بعمد و سوء نيت ( 15 ) - معنى جمله : اين تاريخ به گونهء ديگر مىشد ( 16 ) - حكم . . . : خداوند ميان من و آنكه ( آنان كه ) چنين كرد ( كردند ) ، داورى كناد ( 17 ) - تاريخ . . . : تاريخ سال 423 ( 18 ) - اين محرم : به صورت معرفه مراد محرم سال 423 ، صفت اشاره و موصوف ص 440 ( 1 ) - امارت : بكسر اول اميرى و فرمانروائى ( 2 ) - رسته : بفتح اول و سكون دوم صف ( 3 ) - كلاه دو شاخ : كلاه دو گوشه يا دوپره ( پر ) يا دو شاخه ( 4 ) - معاليق : بفتح اول جمع